ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

52

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

دوباره به دنياى خويش باز مىگردند . من در عين آنكه نسبت به روز محشر هيچ‌گونه شكى ندارم به روز رجعت نيز سخت ملتزم و پاىبندم چرا كه خداوند در كتاب خود ، از مردانى خبر داده است كه پس از مرگ دوباره زنده شده [ و به دنيا بازگشته ] اند . » [ بيت اخير به‌گونهء ديگرى هم ] روايت شده : [ چرا كه خداوند از مردانى خبر داده كه پس از مرگ و سر فروبردن ] در خاك [ زنده گشته‌اند ] . 43 . از ديگر استدلال‌هاى آنان براى اثبات اينكه محمد حنفيه همان مهدىاى است كه پيامبر ( ص ) بدان بشارت داده ، اين است كه آنان معتقد بودند حضرت . امت خود را از اينكه نام و كنيه او را باهم داشته باشند بر حذر داشته و به حضرت على ( ع ) فرموده بود : « به زودى پس از من از تو فرزندى زاده مىشود كه من نام و كنيه خودم را به او بخشيده‌ام . » پس از پيامبر ( ص ) فرزند حضرت على ( ع ) از حنفيه به دنيا آمده حضرت او را محمد ناميد و كنيه‌اش را ابو القاسم نهاد . در روايات چنين آمده كه پيامبر ( ص ) فرموده است : « مهدى مردى از خاندان من است كه هم نام و هم كنيهء من است . » از اين [ احاديث ] پى مىبريم كه اگر شخص ديگرى جز محمد حنفيه ميان نام و كنيهء پيامبر ( ص ) جمع كند گنهكار است . زيرا پيامبر ( ص ) ديگران را از اين كار بر حذر داشته است . مهدى حجت خداى عزّ و جل بر مردم است و حجت بايد معرفتش نسبت به خدا و اطاعتش از او بيش از ديگران باشد . پس چگونه ممكن است با پيامبرش به مخالفت برخيزد ؟ كيسانيه با اين استدلال مدعى شده‌اند كه محمد حنفيه همان مهدى است . 44 . گروه دوم كيسانيه كه مرگ محمد حنفيه را پذيرفته بودند ، معتقد بودند كه پس از او ابو هاشم عبد الله فرزند محمد امام است ، اما در مورد امام پس از مرگ عبد الله به دو دسته تقسيم شدند :